سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
56
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )
معاونت و مناصرت [ 1 ] و مرحمت و مروت و جوانمردى و ديگر امورى كه هيأت اجتماعيه را از آنها گزيرى نيست ، الزام خواهد كرد . و خواننده را معلوم گرديد كه اول تعليمات طبيعيين يعنى نيچريها ، رفع اين دو اعتقاد است كه اساس همهء دينهاست ، و آخر تعليمات ايشان اباحت و اشتراك است . پس اين قومند كه برباددهندهء هيأت اجتماعيهاند و تباهكنندهء مذهب و مفسدان اخلاقند و خرابكنندهء اركان علوم و معارفند ؛ نمايندهء هلاك امماند و زائلكنندهء نخوت و غيرت و ناموسند ، و جراثيم لؤم و خيانتند و ارومههاى رذالت و دنائتند و اساسهاى خست و نذالتاند و اعلام كذب و دروغند و دعات حيوانيتند : محبت آنها كيد است و مصاحبت ايشان مكر است و ملائمتشان [ 2 ] غدر ؛ و مجالستشان حيله است ، صداقتشان فريب است و دعوى انسانيتشان دام است ، بر معارف و علوم خواندنشان شست [ 3 ] و قلاب است : امانت را خيانت كنند ، و سرّ را حفظ نكنند ، و دوست عزيز خود را به يك پول سياه بفروشند ، بندههاى شكمند و عبيد شهوتند ، و از براى قضاى شهوات خويش از ارتكاب هيچگونه عمل خسيس و دنى استنكاف نمىكنند ، ناموس و عار و ننگ را به هيچ وجه نمىشناسند ، و از شرف نفس خبر ندارند . پسران در اين طايفه از پدران درامان نيستند و دختران از هيچكدام ؛ بلى حركت طبيعت طبيعى را چه تواند كرد ؟ ! و اگر شخص بهلين ملمس [ 4 ] چون مار اينها ، بازى خورد و به خط و خال چون افعى ايشان مغرور گردد و زخرف قول اينها او را پسند افتد [ 5 ] و حيلههاى ايشان در دل او جاى گيرد و چنان گمان كند كه اين قوم موجب تمدنند و باعث انتظام بلادند و يا سبب نشر علوم و معارفند ، و يا آنكه خيال كند كه ايشان در تنگى معين و يارند و در وقت ضرورت حافظ اسرارند ، بايد بر عقل او گريست و خنديد ، زيرا آنكه هم جاى خنده دارد و هم جاى گريه .
--> [ 1 ] . مناصرت : به هميارى كردن [ 2 ] . ملائمت و ملايمت : نرمى نشاندادن ، مهربانىنمودن . [ 3 ] . شست : قلاب ماهيگيرى . [ 4 ] . لين ملمس : نرمى پوست ، رفتار دلپذير و مردمپسند . [ 5 ] . زخرف قول : آراستگى و زيبايى سخن . اين تعبير را سيد از آيهء 112 سورهء 6 قرآن گرفته است كه گويد : « وكذلك جعلنا لكل نبى عدواً من شياطين الانس والجن ، يوحى بعضهم الى بعض زخرف القول غروراً . ولوشاء ربك مافعلوه فذرهم و مايفترون . »